تبلیغات
دیدار با یک طلبه - همه جا یکسان بود
اللهم عجل لولیک الفرج

همه جا یکسان بود

شنبه 8 مرداد 1390 04:57 ب.ظ

نویسنده : حجت الاسلام ابوالقاسم دهقان چناری
ارسال شده در: اشعار من / شعر نو ،

خواب دیدم برف آمده بود
تافلک بود سفید
تا نگاه داغ خورشید
تا پیام درویش فقیر

همه جا یکسان بود
رخت نو را من تن هر کس دیدم
شور یک گام را
دانه یک هندوانه منتظر شخم را
و دویدن در خاطره یک آدم برفی
من دست لرزان بهمن رادیدم
و پالتوی سفید اسفند را
و تورا در تقویم ورق خورده روز
همه جا یکسان بود
سایه باد را دیدم که دمادم می خندید
مژده فصل شکفتن می داد
من ندانستم در این گردی دوار
فصل نو بهار یست که عمر می چیند
و دستی که غزل را با سه تار موی سفید می خواند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 مرداد 1390 05:05 ب.ظ