تبلیغات
دیدار با یک طلبه - تو را می طلبم
اللهم عجل لولیک الفرج

تو را می طلبم

شنبه 25 تیر 1390 08:27 ق.ظ

نویسنده : حجت الاسلام ابوالقاسم دهقان چناری
ارسال شده در: اشعار من / شعر نو ،

تو را می طلبم

می شکفد ناله یک چشم از اشکواره هر یاد
آرام نمی گیرد خاطره ام
شاد نیستم
مثل موجهای مانده بر ساحل 


می شکفد ناله یک چشم از اشکواره هر یاد
آرام نمی گیرد خاطره ام
شاد نیستم
مثل موجهای مانده بر ساحل
مثل بغض دو سه روزی در داغ
مثل یک خواب فرو رفته در عمق بی خبری
مثل پریدن جغدی به پرتاب سنگ یک اسب سوار
و من شاید
تا وزیدن یک صبح
تا نگاه دو باره خورشید
تا وزش یک گل رز
تا نوازش یک دوست
آرام نگیرد قلبم
فقط می دانم دست من
گرمی دست تو را می طلبد
وتنفس شفا بخش عاطفه را می خواهد
و چشمان گرم محبت را
و نگارستان تمام قلم ها را
و شور پریدن کنجشکی رامی طلبد
در یک کلام
عیان می کنم حرف مانده در قفسخانه دل را
تو را می طلبم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 25 تیر 1390 08:31 ق.ظ